https://youtu.be/_bIN7MeFcgg
مسعود_رجوی: آنها که در شبانگاه 30خرداد 1360با خروش آزادی و با مشتهای گره کرده، حتی اسمشان را هم به جلادان اوین ندادند. آنهایی که به قول شاعر نروژی در سوگ مجاهد شهید، گرمای دستهاشان تا پایان این جهان بر روی زمینی که در آن به خون غلتیدند، به جا خواهد ماند؛ و ضربان نبضشان بر فراز میهنشان ایرانزمین، ترانه خواهد شد؛ و تمام آنچه را که در راه ایران فدا کردند در یک سپیده، در یک روز، افزون و بیشمار به این میهن باز خواهد گشت. به راستی، هنگامیکه آنان با سرود زندگی بر لب، به سوی مرگ میرفتند، امیدی آشنا میزد چو گل در چشمشان لبخند؛ به شوق زندگی آواز میخواندند و تا پایان به راه روشن خود باوفا ماندند. خوشا نسل وفا و مقاومت و ایمان، که در این سالیان پرفراز و نشیب، حتی اگر کوهها جنبیدند، اما آنها از جایشان تکان نخوردند! پا برجا و استوار ماندند؛ سرسخت و سرفراز بر چوبههای دار و تیرکهای اعدام و تختهای شکنجه، زلفآشفته و خوی کرده و خندانلب و مست، پیرهن چاک و غزلخوان و صراحی در دست