جواد بدیع زاده، خواننده محبوب مردمی
جواد بدیع زاده از جمله خوانندگان محبوب و بزرگ موسیقی سنتی ایران است که نسل‌های بعد از انقلاب ۵۷ فرصت آشنایی با او را پیدا نکردند. او در روز ۱۰دی سال ۱۳۵۸ پس از ۶۰ سال فعالیت هنری و خواندن بیش از ۶۰۰شعر و ترانه، در ۷۷ سالگی چراغ عمرش خاموش شد.
بدیع‌زاده از جمله هنرمندان پرکار موسیقی ایران است که بخاطر فعالیت‌های ممتد هنری خود و خواندن آهنگ‌های بسیار، در ذهن و ضمیر همه نسلهای قرن معاصر ایران حضور دارد. از خواندن «ترانه‌‌ ماشین مشدی ممد‌علی» تا ترانه خاطره انگیز «خزان عشق»، گلشن آشنای همه ایرانیان هنردوست بود.
جواد بدیع‌زاده در سال ۱۲۸۱ در محله پاچنار تهران بدنیا آمد. پدرش بدیع‌ المتکلمین معروف به «سید اناری» بود. روحانی مشروطه‌خواهی که به ردیف‌های موسیقی سنتی ایران نیز آشنایی داشت.
سید اناری و دعوت مردم به مشروطه‌خواهی
پدر جواد بدیع‌زاده که در دوران استبداد محمدعلی شاهی جزو مخالفین دربار شده بود. در تهران به قصد برپایی مشروطه شروع به فعالیت کرد. عمویش «فخرالواعظین» که تخلص او «خاوری» بود قصیده‌ای سیاسی- اجتماعی بنام «اناریه» سروده بود. بدیع المتکلمین نیز با ابتکاری زیرکانه، الاغی را بار انار زده و با همان لباس روحانی در بازار به راه می‌افتد تا انار بفروشد.
وی هنگام گردش در بازار و شهر قصیده «اناریه» را که مشحون از مشروطه‌خواهی و مخالفت با استبداد بود را با صوت زیبا می‌خواند. مردم از این حرکت او استقبال شایانی نموده و همراهی‌اش می‌نمودند. از این رو بود که پدر جواد بدیع‌زاده به «سید اناری» مشهور گشت.
قسمتی از قصیده اناریه
ای ز بودت قدرت یزدان پدیدار، ای انار
ای ز جودت بر نهال فیض حق بار، ای انار
ای درونت چون دل مشروطه‌خواهان غیور
هست از فضل خدا، چون دْر شهوار، ای انار
 جامه گلگون به تن کردی که تا باشی شبیه
 بر شهیدان وطن ‌خواهان احرار، ای انار
ملّت ایران همی خواهد که استبدادیان
چشمشان پْردرد و بر پاشان رود خار، ای انار
«خاوری» خواهد ز کنزِ مخفیِ عدل خدای
 مستبدان را ذلیل و در نظر خوار، ای انار
مرحوم استاد جواد بدیع زاده خود در این مورد روایت کرده است که: آن‌زمان طفلی دبستانی بودم. روزی دیدم که پدرم با عبا و عمامه، ترازو و سنگ در دست از خانه بیرون رفت. جمعیت از خانه تا بازار پاچنار بدنبال او بودند. در چهارسوق بزرگ بازار با خری از بار انار ایستاده و شروع به خواندن قصیده «اناریه» کرد. از همین روز بود که فرار من از مدرسه شروع شد و دنبال پدرم روانه بازار می‌شدم.
سید اناری سعی کرد پسرش را نیز به فن آواز مؤذنی و خواندن در تغزیه آشنا سازد. اما جواد با فراگیری ردیف‌ و گوشه‌های موسیقی ایران، مسیری دیگر در پیش گرفت. پس از تحصیلات ابتدایی در «مدرسه تدین»، به مدرسه فرانسوی‌ها رفت و دوره متوسطه را در آنجا به پایان رساند. سپس به دارلفنون راه یافت و از سال ۱۳۰۴ به استخدام مجلس شورای ملی درآمد و تا سال ۱۳۳۱ در مجلس خدمت نمود.
جواد بدیع زاده و استقبال مردمی از جلوه گل
جواد بدیع زاده علاوه بر خوانندگی در آهنگ‌سازی نیز ذوقی سرشار داشت. در سال ۱۳۰۴ که یک کمپانی انگلیسی برای اولین بار به تهران آمده و قصد داشت از خواننده‌ها و هنرمندان ایرانی صفحه پرکند. اولین مرد هنرمندی را که انتخاب کرد، جواد بدیع‌ زاده بود.
پیش از آنکه صنعت صفحه پرکنی در ایران پا بگیرد. ترانه‌ها و آهنگ‌ها بر صفحه دل و ضمیر مردم ثبت می‌گشت. دهان به دهان و سینه به سینه منتقل گشته و از پس کوهها و دشت‌ها به دیگر ولایات کشور می‌رسید. اولین صفحه‌ای که جواد بدیع زاده پرکرد، ترانه «جلوه گل» بود که با رسیدنش به بازار، استقبال زیادی از آن شد.
در میان انبوه شعر و ترانه‌هایی که جواد بدیع زاده سروده و خوانده است، تعدادی از آنها بسیار معروف گشتند. آهنگ‌های: ایران، کشور داریوش- جلوه گل- داد دل – هدیه خاک – دل افسرده – گل پرپر و آهنگ بسیار معروف خزان عشق. آهنگ خزان عشق بر اساس متنی عاشقانه از رهی معیری در سال ۱۳۱۳ ساخته شد که هنوز هم جاذبه خود را حفظ نموده است.
شد خزان گلشن آشنایی
 بازم آتش به جان زد جدایی
عمر من ای گل طی شد بهر تو
وز تو ندیدم جز بدعهدی و بی‌وفایی
با تو وفا کردم، تا به تنم جان بود
عشق و وفاداری، با تو چه دارد سود
آفت خرمن مهر و وفایی
نوگل گلشن جور و جفایی
با افتتاح رادیو ایران جواد بدیع زاده نیز به رادیو دعوت شد و به جمع هیأت ارکستر رادیو پیوست. پس از آن در کنار هنرمندانی چون حسین تهرانی، مرتضی نی‌داوود، حبیب سماعی و استاد ابوالحسن صبا به خلق آثار نابی در عرصه موسیقی سنتی ایران پرداخت.
درگذشت جواد بدیع‌زاده
در روز دهم دی ماه سال ۱۳۵۸جواد بدیع زاده در سن ۷۷ سالگی، بر اثر دومین سکته مغزی که دچارش شده بود دیده از جهان فرو بست. پیکر او در قطعه ۸ بهشت زهرای تهران به‌ خاک سپرده شد.