
جملات قصار خمینی، بهخصوص آنها که کوتاهترند، نزد بسیاری از جوانانی که عمرشان به «دوران طلایی امام»! نمیرسد، بسیار مشهور است. در یک گردش مختصر در شبکههای اجتماعی به مواردی مانند «هیچ»، «اقتصاد مال خره»، «اتوبوس از مینیبوس بزرگتره»، «خیلی خری» حتماً برخواهید خورد. اما یکی از مشهورترین آنها «خدعه کردیم» است! پاسخی وقیحانه که وقتی خمینی را در مقابل وعدههای نوفل لوشاتو قرار دادند، به زبان آورده بود.
از همان روزگار تا امروز این حکومت بر مدار «خدعه» و دروغ و جعل و البته جنایت و وقاحت میچرخد.
خامنهای و بازی «عملیات حرفهیی هوشمندانه چندوجهی و پیچیده»!
احتمالا معنای ترم «عملیات حرفهیی چندوجهی و پیچیده» را که مزدوران خامنهای برای دود و دم بهاصطلاح «دستگیری» یکی از اپوزیسیوننماهای «خودی» ولایت بکار گرفت، برای بسیاری شناختهشده است.
اصولاً همین ایده که یک حکومت برای خودش «اپوزیسیون» باسمهای بسازد و سپس خودش با یک «عملیات حرفهیی چندوجهی هوشمندانه چندوجهی» آنها را از کشورهای غربی به ایران بکشد و دستگیر کند، به اندازه کافی روشنکننده میزان نیاز آن حکومت به قدرتنمایی پوشالی است. ولی مشکل اینجاست که علیرغم راهاندازی خط تولید صنعت آلترناتیوسازی و سپس جمع کردن آنها، همچنان نمیدانند با آلترناتیو اصلی و دشمن سازشناپذیرشان چه کنند!
خامنهای از آنجا که امکان نزدیک شدن و نفوذ در اپوزیسیون و آلترناتیو اصلی و دشمن خودش را نداشته است، تنها راهی که برایش باقی میماند، تولید سند جعلی به نام آلترناتیو و دروغگویی از قول آن است.
کالبد شکافی یک عملیات؛ کد رمز: «مرجان»
۱ـ مرجان؛ هنرمند متعهدی که صدایش وقف آزادی مردم بود، به ابدیت پر میکشد.
۲ ـ جمع زیادی از مردم و هنرمندانی که بههرحال پیوندی با مرجان داشتند، هر یک به فراخور حال خویش یا سطح روابطشان، تسلیت یا دلنوشتهای نگاشتند. با این موج خبری، نام مجاهدین که مرز سرخ حکومت است مطرح میشود. پس خامنهای بیمناک گشته و باید هر چه سریعتر بهنحوی برای این «مشکل» چارهای بیندیشد؛ اما چطور به یک پیام تسلیت بهخاطر درگذشت کسی بتوان «گیر» داد؟
۳ ـ ناپاکاندیشان ولایی، از آنجا که هیچ دستگیرهای برای «گیر» نمییابند، لاجرم خود اقدام به تولید دستگیره میکنند؛ با ناشیگری هر چه تمامتر! یک نسخه قلابی از یک نشریه که ۵سال است منتشر نمیشود جعل گردیده و در یکی از رسانههای حکومتی بهعنوان «خبر» دست اول به خورد ملت داده میشود.
۴ ـ سایر نشریات ناگهان گویا که با خبر جدیدی مواجه شدهاند «!» همگی به بازنشخوار مشغول میگردند. در این میانه بخشی از بدنهٔ هار نظام، اقدام به خفتگیری از کسانی میکنند که در این تسلیت گویی شرکت داشتهاند.
به این ترتیب، هم میدان برای لجنپراکنی به بانو مرجان و مجاهدین باز میشود و هم برای بهرهبرداری مضاعف از باز تولیدات ولایی!
۵ ـ پاسداران هار ولایی تسلیتگویندگان را تحت فشار قرار میگیرند تا فحشنامهای صادر کنند و اعلام برائت بنویسند. باشد که توبهشان در بارگاه خلیفهٔ ارتجاع پذیرفته گردد.
۶ ـ نشریات و رسانههای حکومتی موظف میگردند تا با یک پوشش رسانهیی گسترده، فحشنامهها و لجنپراکنیهای سلبریتیهای حکومتی و سپاه سایبری مأمور به خدمت در فضای مجازی را بازتاب و به خورد مغز «ملت شریف» ایران بدهند.
به این ترتیب «مردم همیشه در صحنه» میفهمند که مجاهدین «هیچ» جایگاه و پایگاهی در میان مردم ندارند!
... و جعل ادامه دارد!
جعل نشریه مجاهد چنان زیر دندان ولایت مزه کرده بود که این بار سایت حکومتی دیگری در اقدامی مشابه، از یک اکانت توئیتری جعلی تولیدشده سایبری نظام پرده برداشت که گویا خانم رجوی از شورای قلابی شهر تهران برای طرح تغییر نام یک خیابان، تشکر میکند!


گند زدن مهرههای ولایی آنقدر مفتضح بود که خودشان هم پی آن را نگرفتند و مدتی بعد هم اکانت فوق توسط توئیتر مسدود شد.
اما مبادا فکر کنید این پایان قضیه است! همین الآن در توئیتر انبوه حسابهای مشابه وجود دارد که برای روز مبادای نظام یا همین چند روزهٔ اخیر تولید شده یا حتی از سالها پیش در آبنمک خوابانده شده.
مثلا این اکانت که در همین خردادماه به نام رهبری مقاومت ساختهشده و هر توئیت خودش را بازتوئیت میکند:

اما این یکی اکانت باز هم به نام رهبری مقاومت از خرداد ماه۲۰۰۹ در آبنمک است تا بعداً بکارگیری شود!


حساب جعلی به نام مسعود رجوی
اکانتهای بسیاری هم هستند که برای نشر منویات ولیفقیه ولی تحت عناوین آتهئیسم و سکولاریسم و حقوقبشر موقتاً فعال میشوند و سپس تا زمان نیاز به بایگانی میروند:


حسابهای جعلی وزارتی
اکنون اگر بهاندازه کافی «پیچیدگی چندوجهی» ندیدهاید، باید به نمونه بعدی توجه کنید. سایبری نظام که گویا از خدمات «آیتالله بیبی سی» رضایت ندارد، خود اقدام به جعل اکانت نموده و خبر تولید میکند:

حساب جعلی وزارتی - جعل بیبی سی
سپس با اکانت جعلی دیگری که از رهبری مقاومت یا از خانم رجوی تولید کرده، زیر همین اکانت اقدام به کامنتگذاری میکند!
کامنت نویسی توئیترهای وزارتی


جعل زنجیرهیی
سرگرمیهای سایبری ولایت تنوع بالایی دارد. از آن جمله این است که چندین و چند حساب میسازند و با آن حسابها همدیگر را پشتیبانی میکنند. در این حسابها نه تنها در هشتگ زدن همراه و هممسیر دیکتاتور سرنگونشدهٔ پیشین یعنی سلطنت میشوند؛ بلکه با زدن هشتگهای دیگری مانند حمایت از کولبران دردمند و یا زندانیان سیاسی، آنها را به انحراف میکشانند!
از جملهٔ این مثالها میتوان به ۱۲ اکانت با نامهای خاصی که همگی با فرهنگ نظام ولایی نامگذاری شدهاند اشاره کرد که اکثراً تولیدی۲۰۲۰ بوده و این روزها در لجنپراکنی بهشدت فعالند:


جعل زنجیرهیی توئیتها توسط وزارت اطلاعات
طرفههای «پیچیدگی چندوجهی» ولایی
دروغگویی و «خدعه کردیم» را دیگر همه میشناسند، اما دروغ غنیشده در رآکتورهای «دروغ سنگین» سپاه سایبری خامنهای را در قوطی هیچ عطاری نخواهید یافت. مثلا سلبریتیها و «هنربند»های ولایی یک فیلم سخیف علیه مجاهدین تولید میکنند، سپس رسانهها یا همین گونه اکانتهای سایبری آتش به اختیار عکسهای استخراجی همان فیلمها را بهعنوان «سند» علیه مجاهدین استفاده میکنند.

توئیت اکانت هفتم با استناد به عکسی از فیلم ساختگی رژیم
جعل احمقانه با تحریف تاریخی!
شاید تولید فیلم توسط حکومت و پس از آن بهرهبرداری از همان توسط سایبری بهاندازه کافی پیچیدگی خامنهای را نشان بدهد، اما برای نشان دادن اوج وقاحت و پوسیدگی عنصر انسانی در این قماش، باید به اجناس جدیدتری از دروغبازار خامنهای مراجعه کرد. اکانتهای سایبری نظام تصاویری از خود سیمای آزادی را که مربوط به زندان لیبرتی و کار و تلاشهای مجاهدین بوده را بهعنوان «بیگاری کشیدن» از مجاهدین علم کرده و در نقش دایههای دلسوز مجاهدین «اسیر» از نقض حقوق آنها گله میکنند! به این دو توئیت از همین ۱۲ اکانت ولایت توجه کنید که یکی توسط شماره ۶ و دیگری توسط شماره ۱۰ توئیت شده است:

توئیت اکانت هفتم که در عینحال برای انحراف از هشتک کولبر هم از آن استفاده برده شده!

توئیت اکانت دهم که با آن هشتگ حمایت از زندانیان سیاسی را به انحراف میکشند!
خامنهای و پذیرش خفتبار بیاعتباری مضاعف
آیا خامنهای نمیداند که چنین جعل احمقانه و ناشیانهای ظرف چند ساعت آشکار میشود؟!
آیا خامنهای نمیداند که این کار بیاعتباری رسانهها و بلندگوهای حکومتی خودش را بیش از پیش عیان میکند؟!
آیا خامنهای نمیداند که بههرحال این دروغ و دغل بافیها، حتی در بدنهٔ نیروهای خودش هم تاثیر منفی خواهد گذاشت و پیام ضعف به آنها میدهد؟ آن هم در حالی که دائما ادعای بیتاثیر بودن مجاهدین را در بوق و کرنا میکنند!
روشن است که هر احمقی هم اینها را میفهمد. پس پرسش اینجاست که چرا؟
واقعا چرا این حقارت را باید پذیرفت که حکومتی که در مسند قدرت نشسته و توان موشکیاش «آنچنان» است و توان اطلاعاتیاش «اینچنین» است و ... به نقطهای میرسد که چنین حرکات احمقانهای میکند؟!
قبل از هر چیز علت را باید در موقعیت و جایگاه آلترناتیو قدرتمند و معتبر نظام آخوندی جستجو کرد که بهرغم مرز سرخ سالیان نظام در نام نبردن از مجاهدین و مقاومت ایران اکنون ایستادگی و اعتبار این مقاومت خامنهای را مجبور کرده که به این خفت و خواری نیازمند باشد.
آیا جز این است که در وانفسای کشیدهشدن کفگیر نظام به ته دیگ، خامنهای ناچار به این بازیهای ابلهانه میشود تا اندکی سود تبلیغاتی از آن به جیب بزند؟ سودی موقت که در نهایت هزینه را برای نظام سنگینتر خواهد نمود. چون دیگر صحنه این نخواهد بود که مانند سال گذشته توئیتر به ناگهان ۲۸۰۰ حساب کاربری جعلی رژیم را ببندد؛ بلکه این بار به جای حساب کاربری، پروندهٔ خود حکومت ولایت فقیه و مزدورانش است که برای همیشه توسط مردم و مقاومت ایران بسته خواهد شد.