مسیح؛ از نان و شراب تا میلاد امید و فدا. عیسی مسیح یا عیسی ناصری یا عیسی بن مریم شخصیت مرکزی در مسیحیت است. مسیحیان اعتقاد دارند که وی پسر خدا است. او در شهر بیت‌لحم، از شهرهای ناصره منطقه یهودیه به دنیا آمد. مادر وی مریم به اراده خدا و بدون همسر باردار شد. پسری به دنیا آورد که مسیحیان وی را خداوند در جسم می‌دانند.
منابع اصلی برای بررسی زندگی عیسی چهار انجیل رسمی هستند، هرچند برخی محققان معتقدند که متن‌های دیگر چون انجیل توماس نیز به اندازه چهار انجیل سنتی برای ترسیم تاریخی عیسی اهمیت دارند.
مسیح می‌گوید: «من پشت در ایستاده‌ام. در را می‌کوبم. اگر کسی صدای مرا بشنود و در را باز کند‌، وارد می‌شوم و با او شام خواهم‌ خورد و او نیز با من».
داستان مریم مجدلیه
اشک قطره‌ای درشت‌، از چشمان هراسان زن‌، در آستانه‌ فروچکیدن است. قامت مچاله او‌، در گره‌ فشرده‌ جمع‌آمده‌ترین اوباش‌، چون پوپکِی بالْ‌شکسته می‌نماید که به محاصره کرکس‌ها درآمده باشد. فریسیان با ریش‌های بافته و انبوه خود ـ که به چهره‌های چرمی و زمخت‌شان خشونتی حیوانی می‌بخشد ـ او را دوره کرده‌ا‌ند. کسی به کسی نگاه نمی‌کند. گورکن آخرین کپه‌ خاک را با غیظ به بالا پرتاب می‌کند و بیرون می‌پرد. گرداگرد گودالِ آماده ـ که به دهان مرده‌ای ماننده است ـ کوه‌واره‌ای از قلوه‌سنگهای ریز و درشت‌، دندان بر دندان می‌ساید. از هوا زهر و خون می‌چکد. فریادی چون غلتیدن بشکه‌ تندر بر بام ابرها‌، فضا را سرد و خشک می‌شکافد:
ـ بیاوریدش!
زن که تا این هنگام ساکت ایستاده‌، لبان داغمه بسته‌اش را می‌گشاید. فریادی جگرخراش از نهاد خسته برمی‌آورد. آنان که به تماشا ایستاده‌اند‌، گامی به تردید به جلو می‌گذارند. کودکی در آغوش مادری در بین جمعیت‌، بی‌تاب و بهانه‌گیر‌، ونگ می‌زند. پرنده‌ای بهت‌آلود از روی شانه‌ تماشاگران ساکت پر می‌کشد و در نگاه سربی آسمان فرو می‌رود.
آنکس پا پیش بگذارد که خود گناه نکرده است
ـ نه!… دست نگهدارید!
کورسویی لرزان در قلب زن روشن می‌شود. جرأتی خفیف در خونش می‌دود.
– این کیست؟ که چنین آمرانه و با شهامت اجرای «حکم خدا!» را مانع می‌شود؟!
نگاه‌ها‌، زخمی و ژرف‌کاو‌، هر یک کاسه‌ای لبریز خون؛ خونی غلیظ‌، به یکباره به پشت می‌چرخند.
باز هم تو‌، عیسی ناصری!
مسیح‌، آرام پای بر خاک می‌کشد‌، بادی شوخ‌دامن و بازیگوش‌، نرمتابِ گیسوان سیاه و بلندش را اندکی پریش می‌کند. در سیمایش قاطعیتی آمیخته با مهربانی موج می‌زند.
ـ این زن بی‌گناه است. آزادش کنید!
موجی آمیزه‌ بهت و خشم چهره‌ فریسیان و سنگ به‌دستان کبود چهره را درمی‌نوردد. رگ برآمده‌ گردن آنان را برجسته‌تر می‌کند.
– این زن خدا را به خشم آورده‌، سزای او…
(مسیح‌، با طمأنینه):
– فقط آنانی بمانند که خود تاکنون هرگز دست به گناه نیازیده‌اند…
کسی‌، آهسته به کسی دیگر نگاه می‌کند. آهنگ نگاه او تکرار می‌شود. نگاه‌ها یکی‌یکی‌، از صورت خون‌مرده‌ زن‌، ابتدا با ناباوری به خط افق و آنگاه به درون تابانده می‌شوند. فریادی در هر وجدان‌، نهیبی در هر قلب. مشتها شل می‌شوند و قلوه‌سنگ‌ها یکان‌یکان فرو‌می‌افتند. کم‌کم گامها تُنُک و آنگاه دور می‌شوند. اندک زمانی بعد‌، فریسیان نیز رفته‌اند. تنها عیسی برجاست.
…عیسی که اهل سنگسار نیست.
این جلوه‌ای از سیمای تابناک مسیح است؛ پیامبری شگفت با تولدی شگفت‌انگیزتر‌، در دامن پاک مادری پیامبرسان چون مریم عذرا.
خانواده شما دشمنان‌تان هستند!
 خودش می‌گوید: «گمان نکنید که آمده‌ام تا صلح به زمین بیاورم. نیآمده‌ام که صلح بیاورم بلکه شمشیر را».
«دشمنان شخص‌، اعضای خانواده او خواهند بود. هر که پدر و مادر خود را بیشتر از من دوست داشته باشد‌، لایق من نیست. هر که صلیب خود را برندارد و به‌دنبال من نیاید لایق من نیست. هر کس فقط در فکر زندگی خود باشد آن را از دست خواهد داد‌. ولی کسی که به‌خاطر من زندگی خود را از دست بدهد زندگی او در امان است».
 مبشر عشق‌، عطوفت و عدالت
قبل از مسیح آنچه به نام دین در جامعه تبلیغ شده بود‌، جز وحشیگری و سنگدلی نبود. دست و پا بریدن‌، چشم درآوردن‌، سنگسار و شقه کردن ـ در پوش اجرای احکام و حدود دینی ـ سبب شده بود تا آخوندها و فریسیان بر گرده‌ مردم حکومت کنند. ستمدیدگان در وجود مسیح پیامبری را دیدند که به رحمت‌، عدالت و رهایی فرامی‌خواند. او تا جاودان منادی همین آمال بزرگ بشری گردید تا در تمامی خروشها و فریادهای آزادیخواهی و عدالت‌جویی پیام او به گوش برسد.
آئین‌های مسیح
عشاء ربانی یک سنت یا یک نگاه به انسان؟
عیسی دو آیین مقدس مقرر فرمود که می‌باید در کلیسای او رعایت گردد. اولی تعمید است … دومی عبارتست از عشاء مقدس یا شام خداوند. عیسی مسیح در شب قبل از مصلوب شدن به شاگردان خود نان داد. به آنها گفت این است بدن من. همچنین پیاله شراب را به آنان داد. گفت : این خون من است. عیسی نان و شراب را نشانه‌ای از بدن و خون خود قرار داد و به پیروان خود دستور فرمود که این آیین مقدس را به یاد او اجرا کنند.
تعمید
هم کودکان و هم بزرگسالان می‌توانند تعمید شوند. تعمید، هدیه خداوند برای بشر است.
اگر انسانی تعمید شود، او همیشه به خدا تعلق خواهد داشت. تعمید معنی یکسانی دارد، بدون توجه به اینکه چه موقع در زندگی انجام شود. تعمید و تعلیم، مکمل هم هستند.
تعمید و عشای ربانی تجسم واضح و جسمانی این نکته هستند که خدا به دیدار ما می‌آید.
ما آب را حس می‌کنیم و نان و شراب را می‌چشیم و سخنانی را می‌شنویم که می‌گوید خدا
ما را بدل به فرزندان خود می‌کند و گناهان ما را می‌بخشد. عیسی درباره خود می‌گوید که من نان زندگی هستم. هرکه ایمان دارد، از حیات جاویدان برخوردار است.