در گزارش قبلی دیدیم که کشتار دانش‌آموزان چطوری انجام شد. در این گزارش گوشه‌یی از جنایت آخوندها علیه دانشجویان و متخصصان کشور رو می‌بینیم. کسایی که سال‌ها تحصیل کردند اما ظرف چند روز هزاران نفرشون سربه‌دار شدن.
پاسدارای رژیم علناً با دانشجوها و متخصصان ضدیت می‌کردن. دانشجو بودن و داشتن تحصیلات عالی از نظر زندانبان و پاسدار و حاکم شرع! گناه بود. می‌گفتن ما حریف بچه مدرسه‌ایها نمی‌شیم کسی که دانشجو یا دکتر یا مهندسه، نفاق تو وجودش رسوخ کرده و... تنها راهش سینه دیواره.
در این زمینه یکی از خواهران مجاهد نوشته: «وقتی یکی از زنان پاسدار به نام نادری درِ سلول رو باز کرد و با دختر مجاهدی که دانشجوی پزشکی بود روبه‌رو شد، بی‌مقدمه گفت: یعنی تو دانشگاه می‌رفتی؟ چطور خانوادت گذاشتن درس بخونی؟ حالا می‌خواهی بگی بیشتر از ما می‌دونی؟». بعد هم بهانه‌یی و کابل و...
    تو جریان قتل‌عام ۶۷ هم روی دانشجویان خیلی حساس بودن. به همین علت بسیاری از شهیدان‌رو دانشجویان و فارغ‌التحصیلان دانشگاهها تشکیل می‌دادن. . مثلاً: دکتر محسن مهرانی، دکتر منصور پایدار، دکتر طبیبی نژاد، دکتر معصومه کریمیان، مهندس فضیلت علامه، مهندس افسانه شیرمحمدی، دکتر فرزین نصرتی، محسن فغفور مغربی، دکتر مقصود و منصور حریری، دکتر علی درودی، محمود احمدیانی، مهرداد اردبیلی، محمد جنگ زاده، محسن وزین، محمد کرامتی، ابوالقاسم ارژنگی، محسن بهرامی، عباس پورساحلی... در کینه‌های کور پاسداران سریع روانهٔ قتلگاه و قتل‌عام شدن... البته جرم اصلی همون کلمه ممنوعه _مجاهد_ بود اما مدرک تحصیلی، [به قول ناصریان] ویزای عبور به راهرو مرگ...
    لیلا (راضیه) ابوالاحرار شیرازی جزو شیرزنان دلاوری بود که در سال۶۷ سربه‌دار شد خواهر مجاهد نسرین فیضی در خاطراتش نوشت: خمینی دانشگاه را مرکز فساد و همهٔ دانشجویان کشور را ضد انقلاب و محارب می‌نامید. با این طرز تلقی از دانشگاه، نفس دانشجو بودن، خودش یعنی محاربه با خدا و این با فرهنگ زن‌ستیز آخوندی، در مورد دختران دانشجو، ضریب می‌خورد. با منطق خمینی، دختر به دنیا آمده باشی، دانشجو باشی، مجاهدین هم انتخاب کرده باشی؛ دیگر واویلاست، چون این دختر، محکوم به سه بار اعدام است! شمشیر خونچکان خمینی ضدفرهنگ و ضدهنر، همهٔ دانشجویان را در برگرفت. کما این‌که همهٔ خواهران دانشجوی زندانی از سال۶۰، بر این باور بودند که آنها فقط به صرف دانشجو بودنشان، آزاد نخواهند شد.
    در جریان قتل‌عام ۶۷ شمار زیادی از خواهران مجاهد و شیرزنان دلاور که دانشجو و متخصص بودند در ردیف اعدام شدگان هستند: فروزان عبدی دانشجوی رشته تربیت‌بدنی تهران و عضو تیم ملی والیبال زنان ایران، راضیه آیت‌الله‌زاده شیرازی دانشجوی فیزیک، نیره فتحعلیان و عفت اسماعیلی دانشجوی تهران، شورانگیز کریمی دانشجوی پزشکی، پروین حائری دانشجوی فوق‌لیسانس زبان دانشگاه تهران، سودابه منصوری دانشجوی تهران، سودابه شهپر دانشجوی تهران، حوریه بهشتی تبار دارای دو فوق‌لیسانس و یک لیسانس از دانشگاههای تهران، هما رادمنش دانشجوی تهران، فضیلت علامه دانشجوی مهندسی الکترونیک، مینا ازکیا دانشجوی تربیت معلم، سیمین بهبهانی دهکردی و زهرا شب زنده دار، دانشجویان پزشکی مجتمع پزشکی طالقانی تهران، اعظم طاقدره دانشجوی مهندسی شیمی علم و صنعت تهران، مهین قربانی فیزیک دانشگاه تربیت معلم تهران، مریم گلزاده غفوری و فریبا عمومی دانشجویان ریاضی دانشگاه تهران، و دهها دانشجو و مهندس و پزشک و پرستار که با دفاع از آرمان آزادی جاودانه شدند...
    یکی از کسایی که در زندان قزل‌حصار بچه‌ها رو مداوا می‌کرد. محسن بود و بچه‌ها به او اعتماد زیادی داشتن. او را به‌خاطر تخصصش به بند معتادین هم می‌بردند و او بی‌نام و نشان حتی لباسهای آنها را هم می‌شست و به همین دلیل خیلی از اونها رو جذب مجاهدین و ارزشهای انسانی اونها کرده بود. اما او را در قتل‌عام ۶۷ اعدام کردن.
    منصور پایدار آرانی متولد شهر آران کاشان بود. او وارد دانشکده پزشکی شد و در این رشته تحصیل می‌کرد. منصور از سال۶۰ تا ۶۶ زندانی بود. ۳ماه پس از آزادی از زندان در مسیر خروج از کشور و پیوستن به مجاهدین دوباره دستگیر شد. اما در جریان قتل‌عام زندانیان سیاسی بشهادت رسید. برادر کوچکترش ماشاءالله پایدار را نیز در زندان اصفهان تیرباران کردند.
 
در قتل‌عام زندانیان سیاسی به هیچکس رحم نکردن، حتی به نخبه‌ها و دانشجوها هدفشون واقعاً نسل‌کشی بود.